۱۰ سال بعد کجا ایستاده اید؟

یکشنبه 22 اسفند 1400 - 9:29

فرق معامله گری که ۱۰ سال در بازار های مالی حضور داشته با معامله گری که تازه وارد بازار شده است در چیست؟ شاید پاسخ شما هم همین باشد که تفاوت در دانش و تجربه است. این پاسخ درستی است. اما از دید فعالین اقتصادی شخصی که ۱۰ سال در کسب و کاری حضور داشته، علاوه بر دانش و تجربه باید ثروتی هم برای خود جمع کرده و از آن ثروت محافظت کند. اما چه کار کنیم که ۱۰ سال بعد به جایگاهی که رسیده ایم افتخار کنیم؟ چگونه در ۱۰ سال آینده هم به ثروت خود اضافه کنیم و هم به دانشمان؟


نمی توان ۱۰ سال ورشکسته بود!


در هر کسب و کاری این احتمال وجود دارد که شخص در طول ۱۰ سال سود کند و با یک اشتباه ورشکسته شود. در بازار فارکس احتمال ورشکسته شدن یا کال مارجین شدن بالاست. به همین دلیل کمتر کسی را می توانید پیدا کنید که در حرفه معامله گری فعالیت می کند و علاوه بر تجربه، سرمایه خوبی هم جمع کرده است. نه این که امکانش نیست، بلکه کار سختی است و کمتر کسی هم می تواند در این حرفه هدف اصلی خود را حفظ کند.

آموزش فارکس – نمی توان هم در بازار های مالی با تجربه بود و هم بعد از چند سال ثروتی نداشت!


به دنبال چه هستید؟ پول، دانش یا هر دو؟


گاهی اوقات پروسه یادگیری حرفه معامله گری به قدری طولانی می شود که شخص فراموش می کند که باید در بازار کسب سود کند و زمان خود را تنها به یادگیری سپری نکند. این وظیفه معامله گر است که از همان ابتدا به دنبال ساختن ثروت خود باشد. اگر شما هم به جای ساختن ثروت تنها به آموزش و یادگیری پرداخته اید، احتمالا هدف اصلی را فراموش کرده اید. در مقابل اگر یادگیری را کنار گذاشته اید و تنها به فکر پول در آوردن هستید، باز هم هدف اصلی را فراموش کرده اید!
فرق معامله گری که ۱۰ سال در بازار های مالی حضور داشته با معامله گری که تازه وارد بازار شده، در دانش و ثروت است! معامله گری که ۱۰ سال در بازار های مالی بوده، حتی با اندکی پس انداز هم می تواند برای خود سرمایه کوچکی جمع کند و سپس آن را به تدریج بزرگتر کند. با مطالعه کوتاه اما مستمر هم می تواند در طول ۱۰ سال به یکی از کارشناسان خبره بازار تبدیل شود.

آموزش فارکس – همیشه سعی کنید بین کسب دانش و کسب ثروت تعادل ایجاد کنید!


به دنبال گنج هستید یا ساختن ثروت؟


اجازه دهید دو معامله گر فرضی را با هم مقایسه کنیم. این یک مثال فرضی است، اما اگر دقت کنید، شاید شما هم جزوی از این مثال باشید. این مثال به شما کمک می کند تا نگاهی به خودتان بیندازید و به این فکر کنید که آیا در مسیر درست قرار گرفته اید یا خیر؟


به دنبال گنج!


معامله گر اول زندگی کاری ساده ای دارد. در حالی که هر روز با موضوع جدیدی درگیر می شود، اما در کل روال کاری او کاملا ساده و تکراری است. انگار در یک حلقه تکرار بی نهایت گیر افتاده است. این معامله گر هر روز به دنبال یادگیری استراتژی یا تحلیل جدیدی است تا شاید بتواند به یک کسب درآمد خوب برسد. او به دنبال فرصت های معامله گری و سرمایه گذاری است. اما برنامه ای ندارد! تنها می خواهد فرصتی به دست آورد و به پول خوبی برسد و بازی را تمام کند.
او به حرفه معامله گری به دیده بازی یافتن گنج نگاه می کند. او می خواهد گنج را پیدا کند و به خواسته ها و آرزو هایش برسد. متاسفانه حقیقت این است که انسان زمان کافی برای یافتن چنین گنجی ندارد. هیچ دانشی هم در کتاب ها، ویدیو های آموزشی و سایر منابع وجود ندارد که معامله گر را به طور مستقیم به سمت محل گنج هدایت کند.
معامله گران زیادی هستند که مثل معامله گر اول کار می کنند. آن ها دانش و تجربه زیادی دارند و سال ها در بازار حضور داشته اند. حتی می توانند استاد یا راهنمای خوبی هم برای دیگران باشند. اما هدفی که انتخاب کرده اند به کل غلط است. دیدگاهی که نسبت به حرفه معامله گری و بازار فارکس دارند هم غلظ است.


شما یاد می گیرید ریسک ها را کنترل کنید!


تمام مطالب آموزشی که در رابطه با سرمایه گذاری و معامله گری وجود دارد، در مدیریت ریسک خلاصه می شوند. اما اکثر معامله گران تصور می کنند که مدیریت ریسک تنها بخشی از کار است. همه دانشی که در دسترس است، تنها برای بالا بردن بازدهی و مدیریت ریسک است. یعنی اگر به دنبال گنج هستید، در دوره ها و مطالب آموزشی پیدا نخواهید کرد! آموزش تنها برای اصلاح کردن رفتار معامله گر در بازار است! نه برای یافتن گنج!


به ساخت ثروت فکر کنید!


حال اجازه دهید به معامله گر دوم نگاه کنیم. زندگی کاری معامله گر دوم کمی پیچیده تر است. او دانش خود را ارتقا می دهد. اما هر چقدر هم تجربه داشته باشید، در نهایت در حرفه معامله گری باید سرمایه داشته باشید تا بتوانید سود و یا حتی ضرر کنید! معامله گر دوم تعادلی در بین کار های روزانه خود ایجاد کرده است. در عین حال که چیز های جدیدی یاد می گیرد، به فکر ساختن ثروت هم است. معامله گر دوم آدم صبوری است و می داند که برای ساختن ثروت ابتدا باید از چیزی که دارد محافظت کند و سپس به اضافه کردن به ثروت خود فکر کند. او برنامه بلند مدتی دارد.
معامله گر دوم محافظه کار نیست، تنها منطقی کار می کند. او شاید در طول دوره یادگیری حرفه معامله گری تنها به پس انداز فکر کند. یعنی استراتژی او برای ساختن ثروت تنها پس انداز کردن باشد. او پس انداز می کند، چون هدف دارد. او می خواهد با پس انداز کردن سرمایه ای جمع کند تا با آن سرمایه بتواند معامله یا سرمایه گذاری بهتری انجام دهد.

آموزش فارکس – به ساختن ثروت تمرکز کنید، نه یافتن گنج!


همه چیز از پس انداز کردن شروع می شود


معامله گر دوم شاید برای پس انداز کردن از حقوق یا منبع درآمد خود بخشی را کنار بگذارد. پس انداز کردن اولین قدم در ساختن ثروت است. شما برای سرمایه گذاری به پول نیاز دارید و باید این پول را به گونه ای تهیه کنید. اما در ابتدای کار، شما به دنبال جمع کردن پول هستید نه سرمایه گذاری. پس انداز کردن خود نوعی ساختن ثروت است. معامله گر دوم به خوبی این را می داند. او می داند که باید پول جمع کند تا قدرت سرمایه گذاری داشته باشد.
معامله گر دوم همیشه با سوالات مهمی درگیر است. او از خود می پرسد که چگونه باید پس انداز کنم؟ باید چه مقدار از درآمد خودم را پس انداز کنم؟ آیا باید پس اندازم در قالب ریال باشد و یا یک ارز خارجی؟ طلا بهتر است یا سهام؟ فارکس بهتر است یا رمزارز؟ در بانک سپرده گذاری کنم یا اوراق بخرم؟ به نظر شما معامله گر دوم باید چگونه پس انداز کند؟
پس انداز کردن اولین قدم در ساخت ثروت است! چون شما با پس انداز کردن، سرمایه گذاری و معامله گری را هم شروع می کنید. پس انداز کردن به شما یاد می دهد که اول از دارایی خود محافظت کنید! معامله گر دوم هم در حال یادگیری دانش جدیدی است و هم در حال کسب تجربه است. همچنین در حال ساختن پایه های ثروت است. معامله گری که کارش را با پس انداز کردن شروع کرده، تا آخر حرفه کاری خود می داند که در هر شرایطی باید از پول و ثروت خود محافظت کند. پس انداز کردن تا ابد ادامه نمی یابد. اما بهترین دوره آموزشی است که به جای هزینه داشتن، باعث ثروت اندوزی هم می شود! معامله گر دوم به دنبال ساختن ثروت است، نه یافتن گنج!

آموزش فارکس – پس انداز کردن اولین سرمایه گذاری ساده ولی مهمی است که باید یاد بگیرید و در اولین فرصت آن را شروع کنید!


کجای مسیر موفقیت و ساختن ثروت ایستاده اید؟


مطالب بالا شاید در طرز فکر شما تاثیر گذاشته باشند. اما اگر هنوز متوجه نشده اید که از کجا باید کار را شروع کنید و برنامه بلند مدت شما چگونه باید باشد، این بخش می تواند به شفاف شدن موضوع کمک کند.


ورود به حرفه معامله گری!


افراد در زمان ورود به حرفه معامله گری، با پشتوانه مالی متفاوتی کار را شروع می کنند. این پشتوانه مالی در مسیر کاری شخص تاثیر دارد، اما شاید در آینده شخص تاثیر قابل توجهی نداشته باشد.
اگر شخص با پشتوانه مالی خوبی وارد بازار شود، تضمینی برای موفقیت او در بازار نیست. هر کس با هر سرمایه ای می تواند ورشکسته شود و همه چیز را از دست بدهد. در واقع اگر با سرمایه بزرگتری وارد بازار شوید، به دلیل بی تجربگی با ضرر های سنگینی مواجه خواهید شد و این اصلا برای یک شخص تازه وارد خوب نیست که کار را با سر افکندگی شروع کند.
اگر شخص بدون پشتوانه مالی وارد بازار شود، شانس موفقیت او در بازار هم بیشتر خواهد بود. چونکه او برای شروع این حرفه چیزی برای از دست دادن ندارد. اما انگیزه و انرژی زیادی دارد تا سرمایه ای برای خود جمع کند. همین جمع کردن سرمایه اولیه، او را برای موفقیت در بازار های مالی آماده خواهد کرد. برای شروع کار به انگیزه، هدف و برنامه نیاز دارید نه سرمایه اولیه.


از پشتوانه مالی خود محافظت کنید!


اگر پشتوانه مالی ندارید، باید هر چه سریع تر پس انداز کردن را شروع کنید و برای پس انداز خود هم برنامه های بلند مدت داشته باشید. اگر پشتوانه مالی خوبی دارید، با خساست تمام سرمایه گذاری کنید! سرمایه خود را در جایی نگه دارید که کمترین ریسک را داشته باشد. کار شما باید محافظت از پشتوانه مالی باشد. شما برای سرمایه گذاری پول لازم دارید و پشتوانه مالی این پول را در اختیار شما قرار می دهد.


چه زمانی سرمایه گذاری را باید شروع کنید؟


سرمایه گذاری شما در بازار زمانی شروع می شود که ذهنیت منطقی در شما ایجاد شود. یعنی بتوانید گزینه های سرمایه گذاری را منطقی ارزیابی کنید. منطقی رفتار کنید. منطقی رفتار کردن یعنی بر اساس سود و زیان فکر کنید. از همه مهمتر باید به یک شخص منظم تبدیل شده باشید. وقتی ذهنیت و رفتار شما منطقی و منظم شد، برنامه ریزی های شما هم شروع خواهد شد. داشتن برنامه اولین و بهترین نشانه از آمادگی شما برای سرمایه گذاری است!


دوره ای سرمایه گذاری کنید!


سرمایه گذاری همیشه دوره مشخصی دارد. اما چون شما به دنبال نوسان گیری از بازار هستید، دوره سرمایه گذاری شما هم نامشخص خواهد بود. شما باید دوره ای را مشخص کنید. به طور مثال یک دوره سه ماهه. در این دوره سه ماهه شما باید در یک چیز سرمایه گذاری کنید. می توانید در یک استراتژی معاملاتی روزانه سرمایه گذاری کنید و در مدت سه ماه به کمک استراتژی از بازار نوسان بگیرید و یا این که سرمایه خود را یک بار به یک دارایی دیگر تبدیل کنید (مثل خرید سهام، ارز دیجیتال یا ارز خارجی).


سرمایه را به تدریج وارد کنید!


سرمایه اولیه شما باید بخشی از پس انداز شما باشد. اگر پس انداز شما سود ماهانه ثابتی پرداخت می کند، با همان سود ماهانه سرمایه گذاری کنید. به جای این که تمام سرمایه خود را وارد بازار کنید، آن را به چند بخش تقسیم کنید و با فواصل زمانی مشخص آن را وارد بازار کنید.


برنامه بلند مدت خود را آپدیت کنید!


همیشه دید بلند مدت داشته باشید. برنامه ریزی کنید و به برنامه خود هم وفا دار بمانید. بعد از شروع فرآیند سرمایه گذاری، حرفه اصلی شما شروع می شود. باید هم از سرمایه خود محافظت کنید و هم به آن بیفزایید. سال های آینده باید برای شما مشخص باشند. باید بدانید قرار است در سال های آتی چه کار کنید و ۱۰ سال بعد در کجا ایستاده اید؟

آموزش فارکس – همیشه دید بلند مدت داشته باشید تا راه را گم نکنید!