گرفتار تئوری “احمق تر از من” نشوید!

یکشنبه 8 خرداد 1401 - 10:57

اکثر مردم با اصطلاح “حباب” در بازارهای مالی آشنا هستند. در بیست سال گذشته تقریباً تمام مردم دنیا حباب قیمتی در بازارهای مالی را به نوعی تجربه کرده‌اند! حباب قیمت‌ها زمانی تشکیل می‌شود که قیمت یک دارایی با شیب تندی و در زمان اندکی افزایش می‌یابد و از ارزش بنیادی و ذاتی خود فاصله می‌گیرد. حباب نتیجه رفتار غیرمنطقی فعالین بازار است! خوش‌بینی کاذب یکی از عوامل تشکیل حباب است. در این مقاله می‌خواهیم با تئوری احمق‌تر از من آشنا شویم! این تئوری نحوه تشکیل و ترکیدن حباب را توضیح می‌دهد. با درک این تئوری می‌توانید خود را از حباب بازارها مالی در امان نگه دارید!


تئوری احمق‌تر از من (The Greater Fool Theory) چیست؟


تئوری احمق‌تر از من یا The Greater Fool Theory نشان می‌دهد که قیمت افزایش می‌یابد، چون‌که مردم زیادی هستند که حاضرند در قیمت‌ها بالاتر اقدام به خرید کنند! برای این خریداران مهم نیست که قیمت ذاتی یا ارزش واقعی چقدر است؟ آن‌ها می‌خرند چون می‌توانند به قیمت‌های بالاتر بفروشند! این تئوری می‌گوید، قیمت تا زمانی افزایش می‌یابد که احمق دیگری برای خرید در بازار باشد! همین که خریداری در بازار نماند، قیمت هم سقوط می کند!


ویژگی اصلی سرمایه‌گذاران احمق: آن‌ها نمی‌دانند چه چیزی می‌خرند و چرا قیمت بالا می‌رود!


سرمایه‌گذاری طبق تئوری احمق‌تر از من به این شکل است که سرمایه‌گذار توجهی به ارزش ذاتی، گزارش‌های اقتصادی یا مالی و سایر داده‌های مهم ندارد. بی‌توجهی به مسائل بنیادی کار ریسکی است! یعنی شاید افرادی که طبق تئوری احمق‌تر از من سرمایه‌گذاری می‌کنند، در نهایت با دست خالی بازار را ترک کنند!


تئوری احمق‌تر از من نشان می‌دهد که شخص تا وقتی در بازار سود می‌کند که در قیمت‌های بالاتر “احمقی” باشد که تمایل به خرید آن دارایی داشته باشد! در اینجا منظور از احمق، کسی است که بدون توجه به مسائل بنیادی و به صرفه بودن قیمت‌ها و تنها به خاطر امیدی که به افزایش قیمت‌ها دارد اقدام به خرید می‌کند. وقتی‌که در بازار دیگر احمقی نمانده که خریدار باشد، قیمت‌ها سقوط می‌کنند!


درک تئوری احمق‌تر از من


اگر طبق تئوری احمق‌تر از من عمل کنید، شما دارایی (سهام، ارز، کالا، ملک، ارز دیجیتال و …) را در قیمت‌های خیلی بالاتر و بدون توجه به کیفیت دارایی خریداری خواهید کرد و سپس آن را به احمق بعدی که فکر می‌کند قیمت باز هم بالاتر خواهد رفت، به قیمت گران‌تری می‌فروشید!


تئوری احمق‌تر از من یکی از دلایل تشکیل حباب در بازار است. متأسفانه یا خوشبختانه در نهایت حباب قیمتی بازار می‌ترکد و منجر به سقوط شدید و سریع قیمت‌ها می‌شود. در دوره‌های رکود و بحران اقتصادی، حباب قیمتی خیلی سریع‌تر می‌ترکد.


داستان مشهور تئوری احمق‌تر از من موسوم به Monkey Business


این داستان یکی از نمونه‌های تئوری احمق‌تر از من است که به Monkey Business یا بامبول‌بازی هم مشهور است!


در نزدیکی روستایی، تعداد زیادی میمون زندگی می‌کردند.


یک روز تاجری به این روستا آمد و گفت که هر میمون را به قیمت ۱۰۰ دلار می‌خرد!


ابتدا اهالی روستا می‌گفتند که این تاجر دیوانه است! چون‌که از نظر آن‌ها میمون‌ها ۱۰۰ دلار نمی‌ارزند!


با این حال تعدادی از اهالی روستا میمون‌ها را گرفتند و به قیمت ۱۰۰ دلار به ازای هر میمون به تاجر فروختند. این خبر به سرعت بین مردم روستا پخش شد. همه اهالی روستا به دنبال گرفتن میمون و فروش آن به تاجر بودند.


بعد از چند روز، تاجر قیمت خرید هر میمون را به ۲۰۰ دلار افزایش داد! این بار حتی افراد تنبل هم به دنبال گرفتن میمون رفتند و به قیمت ۲۰۰ دلار به تاجر فروختند.


بعد از مدتی تاجر قیمت خرید میمون را به ۵۰۰ دلار افزایش داد! اهالی روستا دیگر شب و روز نداشتند، اما در عین حال دیگر میمونی برای گرفتن نمانده بود و اهالی به‌زور به تعداد انگشتان دست میمون گرفتند. مردم با استرس و اضطراب منتظر اطلاعیه بعدی تاجر بودند!


این بار تاجر اعلام کرد که به مدت یک هفته به خانه خود باز می‌گردد و بعد از بازگشت از این مسافرت، هر میمون را ۱۰۰۰ دلار خریداری خواهد کرد! تاجر از همکار خود که در روستا مانده بود و از میمون‌ها نگهداری می‌کرد، خواست که تا بازگشت او به روستا، میمون‌ها را نگه دارد و خودش روستا را ترک کرد.


اهالی روستا نگران و ناراحت بودند که دیگر میمونی برای فروش به قیمت ۱۰۰۰ دلار نمانده است. اما در همین حین، همکار تاجر به مردم روستا پیشنهاد داد که حاضر است میمون‌ها را به قیمت ۷۰۰ دلار بفروشد!


همه برای خرید میمون به قیمت ۷۰۰ دلار صف بسته بودند! چون‌که در صورت بازگشت تاجر می‌توانستند هر میمون را به قیمت ۱۰۰۰ دلار بفروشند و در هر میمون ۳۰۰ دلار سود کنند!


ثروتمندان تعداد زیادی میمون خریدند و افراد فقیر هم برای خرید میمون قرض گرفتند. بعد از این‌که تمامی میمون‌ها به فروش رفت، همه منتظر بازگشت تاجر ماندند. اما خبری از تاجر نبود. اهالی روستا به سراغ همکار تاجر رفتند، اما او هم روستا را ترک کرده بود.


بعد از این قضیه بود که اهالی روستا فهمیدند همان میمون‌های بی‌ارزشی که در کنار روستا زندگی می‌کردند را به قیمت ۷۰۰ دلار خریده‌اند! میمون‌ها برای مردم هیچ ارزشی نداشتند! تاجر و همکارش هم با دست‌پر از روستا فرار کرده بودند!


هر حباب قیمتی در بازارهای مالی هم مثل همین داستان خرید میمون یک نوع بامبول‌بازی است! در این اتفاقات عده زیادی از مردم ورشکست می‌شوند و عده خیلی کمی به سودهای بادآورده می‌رسند! این وظیفه هر معامله‌گر است که بداند چرا دارایی را می‌خرد و چرا قیمت آن افزایش می‌یابد تا ناخواسته به احمق بعدی بازار تبدیل نشود!